سلام

ادیت را تصور کنید با همون لحن و فیگور:

yes i will regret

yes i will have regrets

امروز به مناسبت روز زن خودم را مهمون کردم و برای بار ۲۰۰۰ ام THE SOUND OF MUSIC را تماشا کردم.آقای شوهر در تعجبه که من چطور میتونم فیلمی را که تقریبا حفظم برای بار 2000 ام ببینم.چون موقع دیدن فیلم خاصیت مولتی تسکینگم از بین میره و اصلا متوجه دورو برم نمیشم!در حالت عادی همزمان میتونم روی چند کار تمرکز کنم(ویژگی خاص خانمهاست همون مثال تلفن که اساتید عزیز سر کلاس برای تفهیم دانشجویان میزنند) من عاشق جولی اندروزم. میتونم حدس بزنم برنامه شب امتحان نرم اقزار چیه! حتما بر باد رفته است.میدونم سر جلسه امتحان پشیمون میشم که درس نخوندم.

امروزتنها کار مفیدم سر زدن به مادربزرگم بود.خیلی وقت بود که میخواستم برم دیدنش ولی نمیشد. امروز بیخیال درس و کتاب  شدم و با آقای شوهر رفتم دیدنش.خیلی دوسش دارم.خیلی خیلی خیلی خیلی .... زیاد.سردرد وسرگیجه داره و جیبش هم پر از قرص بود.دوست داشتم مثل قدیما شب پیشش میموندم.هله هوله  میخریدم و با عمه کوچیکم تا صبح بیدار میموندیم !نصفه شب از صدای خنده هامون پدربزرگ خدابیامرزم بیدار شه و شروع کنه به غرغر کردن که شما دخترها مگه خواب ندارید.دلم هوای اون موقع را کرده.امشب کلی برای هم خاطره تعریف کردیم و خندیدیم.از این به بعد بیشتر میرم دیدنش.نمیدونم دانشگاه به چه دردم میخوره وقتی نمیگذاره به مادربزگم که فقط چند خیابون با من فاصله داره سر بزنم. فردا هم میخوام به پدربزرگ و مادربزرگ دیگرم سر بزنم.شکر خدا شیمی درمانی پدربزرگم جواب داده. ولی خیلی ضعیف شده.کاش میتونستم کاری برایش بکنم.فناوری اطلاعات به چه درد میخوره؟؟؟تاحالا که به هیچ درد من نخورده.

دلم برای علی تنگ شده. رفته زیارت امام رضا.میدونم داره خوش میگذرونه ولی دلم واسش یه ذره شده