حسنی به مکتب نمیرفت وقتی میرفت جمعه میرفت

سلام

با چه عجله ای (همه جا دویدم تا مترو یا تاکسی را از دست ندم  یکبار هم لای در مترو گیر کردم) خودمو به دانشگاه رسوندم و خوشحال وبا لبخند پیروزمندانه ای ناشی از به موقع رسیدن سمت کلاس رفتم.چشمتون روز بد نبینه کلاس تشکیل نشد. یک بار که به موقع رسیدم استاد نیامد. یاد اکبر عبدی افتادم که میگفت بازم مدرسه ام دیر شد.

من نمیدونم چرا زودتر تو سایت نزده بودند ۸:۳۰از خونه راه افتادم ۱۱:۵ دانشگاه بودم همون موقع هم برگشتم و ۲ خونه بودم! حالا پول کرایه ها بماندکی میخواد جوابگوی وقت من باشه؟؟؟

تاحالا شده سوار تاکسی بشین بعد راننده بپرسه از کجا برم؟منظورم تاکسی تلفنی یا تاکسی دربست نیست ! راننده بعد از اینکه من و خانمی همراه با ۲ تابچه هاش و پیرمردی را سوار کرد گفت خوب این میدون ملت کجاست و چطوری برم؟ بچه های خانمه که معلوم بود ابتدایی بودند طوری آدرس دادند که از جلودر خونشون رد بشه کرایه نفری ۵۰۰ را هم نفری ۴۰۰ دادند راننده ذوق کرده بود و میگفت زیادی ندادند؟؟؟دلم واسش سوخت خودم همون ۵۰۰ رادادم و گفتم کرایه این مسیر نفری ۵۰۰ ! البته هفته پیش مسافرکشهای این مسیر کرایه را به نفری ۶۰۰ افزایش داده بودند من هم دارم تهرانی میشم!!!ولی هنوز یه ذره وجدان شهرستانی دارم نه ۴۰۰ و نه ۶۰۰ میانگینش را گرفتم.

فردا ۸-۱۱ سیستم اطلاعات مدیریت و ۱۱ تا ۳ طراحی الگوریتم دارم. از صبح به این موضوع فکر میکنم که من چطور ساعت ۸ میتونم خودمو به حصارک برسونم . ۵ صبح باید از خونه راه بیفتم !! هی غر زدم که پردیس دور و من چطور از کیانپارس خودمو برسونم پردیس! نکنه حالا که دارم غر میزنم بدتر از این سرم بیاد 

آقای شوهر و علی همراه با کارگرها مشغول تعمیر خونه جدید هستند. اگر میدونستم کلاس تشکیل نمیشه علی را از صبح پیش خودم نگه میداشتم امروز بچه ام مدرسه نداشت.میتونست واسه خودش لم بده و کارتون ببینه و من هم ازش پذیرایی کنم.روزهایی که خونه است حسابی بهش خوش میگذره. بااین حال تا باباییش میگه علی بپوش بریم با کله میره تو کمد و سریع حاضر میشه.

به خاطر شغل پدرم از وقتی یادمه آواره شهرهای مختلف بودیم.همیشه دوست داشتم توی یک خونه بمونیم و جابجا نشیم.امیدوار بودم بعد از ازدواج از این اثاث کشیها راحت شم.خیالم هم راحت بود که همسرم شغل دولتی نداره و قول گرفتم که دنبال کار دولتی نباشه(به خاطر ماموریت) جالبه که بعد از ازدواج من خانواده ام مستقر شدند و مامانم با خیال راحت خونه مورد علاقه اش را درست کرد و نشست اما من همچنان بین شهرها و خونه ها در حال جابجا شدن هستم.فکر کنم نقل و انتقالات پدرم هم به خاطر بخت من بوده و حالا از من راحت شدند!!!!!

با اینکه خاطرات خوبی که ازتهران داشتم یادم آمده ولی هنوز نتونستم باهاش کنار بیام. همیشه از اینکه مهمون داشتیم ناراحت بودم و از مهمان نوازی پدر و مادرم لجم میگرفت.شعار مادرم :مهمان حبیب خداست.پدرم هم که نیاز به تعریف نداره.الان دلم واسه همشون تنگ شده دونه دونه مهمونهای مامانم!خدا خدا میکنم کسی بیاد تهران و به من سر بزنه.هفته پیش داییم اینجا بود از خوشحالی میخواستم پرواز کنم.البته به خاطر قضیه جمع کردن وسایل نتونستم خوب پذیرایی کنم.

راستی چندتادوست پیدا کردم.با یکیشون که پروزه دارم.با ۲ تا دیگه هم ۳ تا کلاس مشترک دارم.البته همچنان وقت استراحت تنها هستم.یادش به خیر روزهایی که با بچه ها تو حیاط مینشستیم.

پردازش ابری موضوع پروژه ام است.استاد کلی کتاب و مقاله به بچه های دیگه راجع به موضوعشون داده ولی به من فقط موضوع را داد.طبق معمول به جای جستجو راجع به موضوع شناسنامه زندگی و تحصیلی و کاری استاد را از اینترنت درآوردم خوب آدم باید بدونه استادش چطور آدمیه.از استاد هم پرسیدم که به نظرتون بهترین نمره واسه پروژه چنده گفت ۲۰!خداراشکر مثل دکتر فراهی فکر نمیکنه.چون دکتر عقیده داشت که نمیشه به پروژه ۲۰ بدیم.۱۹.۷۵ میداد ولی۲۰ نمیداد   امشب دیگه دختر خوبی میشم و یک گزارش از نتیجه جستجوهام برای استاد ایمیل میکنم.البته راجع به پردازش ابری نه خود استاد!

ملیکا جان ممنون از راهنمایی راجع به خرمالو.البته شیرخرمالو جوابگوی مقدار خرمالویی که من راجع بهش حرف میزنم نیست.سالهای پیش خرمالو را میبریدم و کنار شومینه خشک میکردم ولی خیلی وقت گیره.امسال هم هوا گرمه .ما هنوز بعضی شبها کولر را روشن میکنیم.کاربه شوفاژ و شومینه نکشیده!! درضمن دنبال یک کار راحت تر بودم. باید ببینم دستگاههای میوه خشک کن چطورند.کسی در این زمینه تجربه نداره؟

به جای درس خوندن!

سلام

از دیروز به جای نوشتن گزارش اولیه پروژه در حال انجام کارهای خانه هستم!!! وسایلم همه در جعبه هستند.ولی نمیتونیم فعلا جابجا شیم!چرا؟؟چون مستاجر عزیزی که به زور قانون دست از آپارتمان کشید کاری با اون خونه بخت برگشته کرده که حالا حالاها باید تعمیر شه.مجبور شدم چندتا از جعبه ها را باز کنم!نمیشه بدون وسایل آشپزخونه زندگی کرد.

نکته مهم:وقتی که قصد اثاث کشی دارید آشپزخونه آخرین جایی باشه که جمع میکنید.

درحالی که رب انار درست میکردم به کتابخانه مرکزی کیانپارس فکر میکردم که چقدر برای درس خوندن خوب بود!!!! فردا IT2 دارم ولی هنوز هیچی نخوندم!!امیدوارم آقای پدر شوهر از ساوه انار نیاره یا حداقل کم بیاره !تازه ازانارهای باغ راحت شدم.

دوستان عزیز به جز خشک کردن دیگه چه کاری میشه با خرمالو کرد؟؟؟ به زودی خرمالوها میرسندو از الان برای آنها عزا گرفتم.دلم نمیاد حروم بشن ولی واقعا نمیدونم چه میشه بااین میوه درست کرد!!! آلو و هلو و هلوانجیری و ... را لواشک کردم.توت را شربت و مربا کردم.به زودی یک شرکت کشت و صنعت میزنم و از فناوری اطلاعات میرم تو کار کشاورزی و مواد غذایی!!!!

دوستان عزیزی که مجردید از این دوران نهایت استفاده را ببرید و خوش باشید!!!

دلم میخواد فیلم ملک سلیمان را ببینم .کسی این فیلم را دیده ؟به نظر جالب میاد.

وجدان درد شدیدی گرفتم از اینکه تاحالا درست و حسابی درس نخوندم.

پیام نور تخفیف نمیدهد؟؟؟

سلام

عمه ام دیروز اس ام اس زده که بی وفایی!راست میگه ولی از همه بیشتر به خودم بی وفایی کردم و این روزها سیلی بی وفایی به خودم را میخورم.

معدل بالادر پیام نور هیچ معنایی ندارد!!!! اگر دانشگاه دیگه ای بودم حداقل کلاسوری خودکاری ... جایزه داده بودند!جایزه هم نخواستیم چرا برای شهریه تخفیف نمیدن؟؟؟

دانشگاه آزاد متناسب با معدل تخفیف میداد.تازه اگر اعضای یک خانواده مثلا خواهر و برادر دانشجوی آزاد بودند هم تخفیف میداد!البته این ربطی به موضوع نداشت برای اطلاعات عمومی تون گفتم! خلاصه که من تخفیف میخوام!!  

دیرم شده !امروز بیبی سیتر ریحانه هستم! از الان هم خوابم گرفته.زن دایی بودن هم جالبه!البته ریحانه به من میگه امه!ome! زن دایی نمیگه.

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت  شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

سلام

دلم تنگ شده برای شهریور شرقی برای خانواده ام برای دانشگاه ودوستانم. از دورویی و دروغ دلم گرفته.از آدمهایی که یا در حال غیبت هستند یا نفرین دلم گرفته. به کجا میرویم؟؟؟به کجامیخوایم برسیم؟؟؟؟ میخوام همیشه اون دختر شهرستانی ساده باشم که همه گولش میزنند و به نظر خودشون زرنگی کردند!نمیدونند که این دختر شهرستانی نمیخواد مثل اونا زرنگ باشه.کار اونا به نظرش زرنگی نیست. شکر خدا هنوز به قیامت و روز حساب ایمان دارم. ترجیح میدم ساده لوح به نظر بیام ولی کاری نکنم یا حرفی نزنم که روزی شرمنده بشم.صلاح مملکت خویش خسروان دانند!!! خودشون میدونند و خدای خودشون.

بارون

سلام

چرا بارون نمیباره؟دلم بارون می خواد 

ببار ای بارون ببار

منبع جدید مدیریت استراتژیک فناوری اطلاعات

سلام

قابل توجه دوستان کرجی:

منبع جدید مدیریت استراتژیک فناوری اطلاعات برای دانلود راست کلیک کنید و سپس save target as را انتخاب نمایید.

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پنجم

حجم کل : ۱۵ مگابایت

منبع:انجمن علمی فناوری اطلاعات پیام نور اهواز

 

  • فايل درس  مديريت استراتژيك فناوري اطلاعات (رشته مهندسي فناوري اطلاعات)

بخش اول بخش دوم بخش سوم بخش چهارم بخش پنجم بخش ششم بخش هفتم بخش هشتم بخش نهم بخش دهم بخش يازدهم

 

منبع:پورتال دانشگاه پیام نور

خسته ام!

سلام

درحال حاضر انقلابم و نمیدونم چطور میتونم خودم را به خونه برسونم از شدت خستگی و ناامیدی در حال غش هستم!نه کتاب تنظیم خانواده گیرم اومد و نه تربیت بدنی!همه قول ۲ هفته دیگه را دادند کی حس داره دوباره بیاد!وقتی به مترو فکر میکنم گریه ام میگیره.کسی این دورو برا هلیکوپتر اجاره ای سراغ نداره؟؟؟ 

امروز از اون روزهایی بود که بیخود تلف شد.استاد آز کامپیوتر مزخرفترین آدمی بود که تاحالا تو پیام نور دیدم.همین الان حذفش کردم.از اوناییه که بهش سپردن واسه جلسه اول از مطالبی اسم ببر که تاحالا دانشجو نشنیده باشه و هیچ ربطی هم به سرفصل دوره نداشته باشه!بعد که حالشونو گرفتی شروع کن به خزعبلات درس دادن.خودش که میگه دوم دبیرستان دوره ای سی دی ال (حس زبون عوض کردن ندارم خسته ام) را گذرونده.فکر کنم جزوه های همون موقع را آورده که به خورد دانشجوها بده.من که عطاشو به لقاش بخشیدم.حس آزفیزیک هم ندارم.اونم میحذفم.میمونه همون واحدهای قبلی.

قابل توجه بچه های کرج: کد جدید سیستم های اطلاعات مدیریت(کد ۲) که عادیه باز شده!افقط فناوری برای مدیران خودخوان موند.

نکته جالب:اگر از رانند تاکسی های کرج آدرس بپرسی بدون استثنا بجای جواب دادن میگن دربست میبرمت!

بارون

سلام

به ۲ دلیل تا الان بیدار موندم:

۱.ساعت معمولی اینترنتمون  تموم شده و فقط شبانه اش مونده و من به سبک ایام جوانی(صدسال پیش) مجبور شدم بیدار بمونم.

۲.به خاطر بارون.از شبهای بارونی خوشم میاد.وقتی بارون میباره همه غمهایم را فراموش میکنم و یه جورایی بیخیال همه چی میشم!الان اصلا برام مهم نیست که ۵ شنبه بعد از کلاسم مهمونی دعوتم اونم مهمونی که یه جورایی میزبان خودمم!!! و با وجود داشتن کلاس از ساعت ۱۱ تا ۶ روز جمعه آقای شوهر حرف از جابجایی دقیقا روز جمعه میزنه و خودشم شنبه میخواد بره سفر!واصلا مهم نیست تو این ۱ هفته ای که آقای شوهر مسافرته من چطور علی را ببرم مدرسه و برش گردونم!!!(از مجیدیه شمالی به پونک) مهم اینه که الان داره بارون میبارهتاحالا کسی را به این بی برنامه گی دیدید!با اعتماد به نفس واحدها را ۲۴ تا کردم جدیدا سرگرمی من شده حذف و اضافه!کار دیگه ای که ندارم انجام بدم.حس درس خوندن هم ندارم.

خانم عنایتی ممنون از راهنماییتون.امیدوارم روزی بتونم جبران کنم.کلاسهای آزمایشگاه فیزیک کجا برگزار میشه؟!برای آزمایشگاه فیزیکی که حذف و اضافه کدش باز شده روز ۵ شنبه را اعلام کردند به همراه ساعت شروع!از ساعت پایان خبری نیست!!نمیدونم چطور میتونم در این زمینه اطلاعات کسب کنم.اگر زمانش ۱ ساعت باشه و حصارک برگزار بشه که خیلی عالی میشه!زندگی خیلی شیرین میشه

فردا میرم چاوش ببینم کلاس آز کامپیوتر چطوره!اگر از استاد خوشم نیومد تو اولین کافی نتی که سر راهم ببینم حذفش میکنم!البته اگر صبح بتونم بیدار شم!

فردا صبح ساعت ۸:۳۰:(مسافرت آقای شوهر عقب افتاد.خانوادگی به هم می یایم برنامه ریزی تو خانواده ما معنی نداره!) به نظرتون ۱ ساعته میتونم خودمو از مجیدیه به گوهردشت کرج برسونم!!البته واضح و مبرهن است که نه!!!)

غیبت!!

سلام

میدونید وجه اشتراک دانشجویان چیه؟؟؟؟

غیبت اساتید!!

تنها موردی که همه با اون موافقند بدجنس بودن اساتید !!!بداخلاقیشون!! نمره ندادنشون!!! حق خوری بی سوادی  و ..... 

جمعه در وقت استراحت حسابی با بچه ها غیبت کردیم یکیشون از شیراز مهمان شده بود.نظر یکیشون این بود که غیبت اساتید گناه نیست! بالاخره یه همفکر پیدا کردم!البته چند دقیقه بعد از اظهار نظر دسته یه صندلی محکم به دستش خورد و حسابی صداش دراومد!یه آقایی صندلی را بی توجه بلند کرد و دسته اش محکم به همکلاسیم خورد!  من کلی پز استادهای اهواز را دادم !  به خصوص مدیر گروهمون آقای دقایقی و تیم خوبی که تو دانشگاه دارند.مدیر گروه جدید کرج هم به نظر فعال میاد و داره سعی میکنه که برای همه درسها کلاس تشکیل بده و میشه امیدوار بود که اوضاع بهتر بشه.ما زنده میمونیم  

دوست عزیز خانم عنایتی من نمیدونم که استاد پروژه کیه!البته آقای درویش تو وبلاگشون گفتند که  استاد پروژه مهندس مروجی هستند. شما ایشون را میشناسی؟؟ گروه پروژه ۱ است.ممنون که به من دلداری دادی.انشاالله کم کم با همه آشنا میشم. استاد کاریان را میشناسی؟آزمایشگاه کامپیوتر را گرفته.اگر کلاسها را یکی درمیون برم ناراحت میشه؟؟ نمیدونم آزمایشگاه را بگیرم یا نه!

حذف و اضافه با اعمال شاقه

سلام

حذف و اضافه شروع شده!من درس پروژه را حذف و اضافه میکنم!نمیدونم چه کنم.از یک طرف با اساتید اینجا آشنایی ندارم از طرف دیگه نمیخوام ۱۸ واحد داشته باشم! با پروژه میشه ۲۱ واحد.تا ۲۲ مهر ۱۰۰۰۰ بار دیگه حذف و اضافه اش میکنم. استاد این درس را ۵ شنبه میتونم زیارت کنم یعنی آخرین روز حذف و اضافه.اگر خوشم نیومد آخرین لحظه حذفش میکنم

علی همچنان از صبح زود تا دیروقت بیرونه!

از زندگی خسته شدم.نمیدونم میتونم ادامه بدم یانه.من آینده روشن نمیخوام.حال دلخوش میخوام.به انتظار آینده عمرم گذشت با حسرت به گذشته نگاه میکنم وحال را باید تحمل کنم.نمیدونم تا کی میتونم تحمل کنم.رویاهام کم کم داره تبدیل به کابوس میشه.اعتمادم را از دست دادم.۱ سال دیگه ۳۰ ساله میشم.دلم برای ۲۰ سالگی تنگ میشه.۱۰ سالی که اونطور که دوست داشتم باشه نبود.به خاطر توهم و سراب به بدترین وضع گذروندمش و حالا پشیمونم.کاش انسان مخیر نبود.کاش تو زندگی حذف و اضافه داشتیم.کاش کنترل زد داشتیم.ولی نداریم.

طراحی الگوریتم

سلام

طراحی الگوریتم نفرین شده است.

اسلایدهای مبانی فناوری اطلاعات و مهندسی فناوری 2 و فناوری برای مدیران

سلام

از اینکه کسی غیر مستقیم به من بگه سوسک میبینمت خیلی بدم میاد و تا نشونش ندم که کی سوسکه دست بر نمیدارم! تو پیام نور اولین باراستاد نیزاری بود که به حالت تمسخر و سوسک میبینمتون! پروژه فارسی نوشتن در سی را روی تخته نوشت! و من در بدترین شرایط(علی مریض بود و من شبی که برنامه را نوشتم تا دیروقت بیمارستان بودم و تا صبح هم علی روی پای من خوابیده بود و  با اعمال شاقه برنامه را نوشتم) بالاخره نوشتمش و ثابت کردم که ما پیام نوریها سوسک نیستیم!!!! (امیدوارم استاد همیشه موفق و سلامت باشند.)

و امااکنون!

از استاد مهندسی فناوری ۲ اسلایدهای کتاب را خواستم!ایشون فرمودند که ممکنه فلشتون ویروسی باشه!!!(این حرف منو یاد کسی میندازه) از سایت کتاب هم نمیتونید این اسلایدها را پیدا کنید!!!!!!!!چون کتاب شما ویرایش ۵ است و آخرین ورژن کتاب ۷ است!الان اسلایدها و فایلهای ویرایش ۷ در سایت در دسترسه و شما نمیتونید فایلهای کتاب خودتون را پیدا کنید.یه جورایی یعنی شماها سوسکید و عرضه پیدا کردن چندتا فایل را در یک سایت ندارید!!!! چرا استادها اینقدر درمورد ما دانشجویان پیام نور بد فکر میکنند؟؟؟؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟

عزیزانی که این ترم مهندسی فناوری ۲ و مبانی فناوری اطلاعات و فناوری اطلاعات برای مدیران دارید این فایلها و اسلاید ها ممکنه به دردتون بخوره!

http://bcs.wiley.com/he-bcs/Books?action=resource&bcsId=2178&itemId=0471705225&resourceId=4830

 البته استادمون نیتش خیر بود چون قرار است دریک وبلاگ فایلها را قرار بده تا همه بتوانند دانلود کنند!من همه را اینجا گذاشتم استاد میتونه لینکه وبلاگ منو به بچه ها بده

مبانی فناوری اطلاعات

Chapter 1 
Chapter 2 
Chapter 3 
Chapter 4 
Chapter 5 
فناوری برای مدیران

Chapter 6 
Chapter 7 
Chapter 8 
Chapter 9 

Chapter 10 
Chapter 11 

مهندسی فناوری اطلاعات ۲ 
Chapter 12 
Chapter 13 
Chapter 14 
Chapter 15 
Chapter 16

علی سرما خورده و امروز تب داشت.صبح طبق معمول دو دستی به من چسبیده بود که نرو!!(فقط وقتی مریض میشه پیشش عزیز میشم و در حالت عادی اصلا مهم نیست که کجا هستم) با کلی ترفند راضی شد که برم و باعث شد ۴۰ دقیقه دیر برسم!!!

یادم رفته بود که وصل شدن دایل آپ چه عذابیه! قطع شدن متوالی!سرعت کم ....

امروز یکی وارد کلاس شد و سراغ استاد برومندزاده را گرفت!!!!!!!!!! فردا میخوام تحقیق کنم ببینم برومندزاده همون برومند زاده خودمونه!!!!!! انگار دارم از تنهایی در میام.واقعا ساعت ۱تا۲ که وقت نهار و استراحته احساس تنهایی میکنمهمه با دوستانشون هستن و فقط منم که یه گوشه تنها میشینم و اطراف را تماشا میکنم من دوستامو میخوام صبا هنوز اهوازه؟؟؟قرار بود بیاد کرج!!!

 

دلم تنگ شده :(

سلام

۱.مودم اکسترنالمون را پیدا کردم و دیگه مجبور نیستم برم کافی نت!

۲.کلاس طراحی الگوریتم تشکیل نشد و من از خدا خواسته فیزیک را بیخیال شدم و جمعه را با آقای شوهر و علی در ویلای کردان گذروندیم و از این تصمیمی که گرفتم خیلی راضیم!روزی ۱ ساعت پسرها را میبینم و دقیقا ۵ شنبه و جمعه ای که خونه هستند من کرجم! کم کم افسردگی میگیرم!آقای شوهر میگه از وقتت استفاده کن و درست را بخون ولی من دلم واسشون تنگ میشه!

۳.هنوز جابجا نشدیم و علی مجبور که هر روز۷ صبح با پدرش بره که  ۱ -۴ مدرسه باشه و تا ۸ شب هم منتظر بمونه تا با پدرش برگرده خونه!شام را خورده نخورده هردو از خستگی بیهوش میشن و فردا صبح باز هم همون برنامه! لطفا اگر قرار داد اجاره تون تموم شده به زبون خوش از اونجا برید!شاید کسی که قرار جای شما بشینه مشکلی براش پیش بیاد!!!!

۴.روزدوم مدرسه از علی پرسیدم که امروز چی کار کردید!خانم مربی چی یادتون داد!!!

علی:خانم آهنگ گذاشت گفت پاشید برقصید!!!!!!!

دیگه چی؟؟

علی:هیچی رقصیدیم دیگه!!!!

زمان ما در مدرسه علم و دانش تدریس میکردند!تو این دوره زمونه اولین درس رقصیدنه!!!!!! من گفتم مدرسه دولتی روی اخلاق بچه تاثیر میگذاره!آقای شوهر گوش نداد!حالا که بچه به جای دکتر حسابی الویس پریسلی بشه میفهمه منظورم چی بوده!!! روز سوم نقاشی کشیده بودند!علی ماری را کشیده بود که هر کسی را نیش میزد زنده میشد.اثر هنریش را دیشب روی یخچال چسبوندیم.قرار یخچال من مثل یخچال مامانم بشه که پر بود از آثار هنری بچه ام!!!

۵. ۱۸ واحدی شدم.مجبور شدم مباحث نو را حذف کنم چون فقط ۷ نفر ثبت نام کرده بودند و خودخوان شده بود!حوصله کشف رمز کتابش را ندارم.شاید اگر ترم دیگه اهواز بودم و آقای زرگر هم استادمون بود بگیرمش! هنوز برنامه زندگیم آشفته است نمیتونم دقیق برنامه ریزی کنم.

۶.هنوز به هوای تهران عادت نکردم و به زودی کارم به مسیح دانشوری میکشه! آخرین بار زمستون ۸۱ اونجا بودم.اینقدر سرفه کردم که فکر کردند سل دارم!کاشف به عمل اومد که آلرژیه! حساسیت اونم به سرما!این چند سالی که اهواز بودم مشکلی نداشتم با وجود هوای خاک آلود.با شروع پاییز تهران سرفه های من هم شروع شده. البته کم کم به هوای خشک و آلوده تهران عادت میکنم ولی طول میکشه.

۷.دیروز درحال خوندن فیزیک بودم که صدای ناله و گریه از خونه همسایه بلند شد. نمیدونم چه مراسمی بود ولی فکر کنم کسی به رحمت خدا رفته بود .یکیشون داییشو صدا میکرد.خلاصه اینقدر صداشون بلند بود که من هم تو آشپزخونه نشستم  گریه کردم.بعد دیدم خیلی طولش دادند پس هدفون گذاشتم و با صدای یانی فیزیکمو خوندم!!! البته نمیدونم کدوم واحد بود.همسایه ها را نمیشناسم . در این زمینه خیلی محتاطم.

۸.دلم برای اهواز و اهوازیها تنگ شده خیلی زیاد.

باز آمد بوی ماه مدرسه!

سلام

کلاسهای من هم شروع شد!تجربه دیروز مترو خیلی وحشتناک بود!آقای شوهر دلش به حالم سوخت و امروز با علی منو رسوندند!البته در راه بودیم که یادم آمد پرینتم را جا گذاشتم وبه این ترتیب به جای اینکه الان در راه باشیم در کافی نت به سر میبریم!

امروز آقا احسان را هم از نزدیک زیارت کردیم که بسیار کوتاه و خلاصه بود!

استاد مهندسی فناوری اطلاعات ۲ خیلی قضیه را جدی گرفته و کتاب را خط به خط توضیح میده!سعی میکنم از کلاسش استفاده کنم چون با اینکه فصل ۱۲ را خوانده بودم ولی نمیدانم چرا بیشتر مطالبی که میگفت به نظرم جدید بود و بعد که به کتاب مراجعه کردم همه از کتاب بود!!!!!!!اینطوری درس میخونم دیگه!موقع درس خوندن حواسم به همه جا هست الا کتاب!

امروز طراحی الگوریتم دارم و فیزیک ۲!!! دیگه حالم از طراحی الگوریتم به هم میخوره!امیدوارم استادش نرمال باشه!این ترم باید حتما بگذرونمش!

علی داره کنارم ناله میکنه حوصله اش سر رفته.راستی فردا ۱۰ مهر اولین روز مدرسه رفتن علیه!پسرم باسواد میشه.

منابع درسی

سلام

دانشكده فني و مهندسي

كارشناسي

رشته ها

نظام سنتي

نظام تجميع

مهندسي كامپيوتر (نرم افزار)

وضعيت منابع درسي

وضعيت منابع درسي

مهندسي فناوري اطلاعات

وضعيت منابع درسي

وضعيت منابع درسي

علوم كامپيوتر

وضعيت منابع درسي

وضعيت منابع درسي

علوم كامپيوتر (مخصوص وروديهاي 90-89)

وضعيت منابع درسي

 

مهندسي معماري

وضعيت منابع درسي

مهندسي صنايع

وضعيت منابع درسي

وضعيت منابع درسي

مهندسي كامپيوتر (سخت افزار)

 

وضعيت منابع درسي

مديريت پروژه

وضعيت منابع درسي

مديريت اجرايي

وضعيت منابع درسي

كارشناسي ناپيوسته

آموزش حرفه و فن

وضعيت منابع درسي